الشيخ أبو الفتوح الرازي

83

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

اوّل استعانت مىبايست ، آنگه فعل عبادت ، كه فعل پس از استعانت باشد . الجواب ( 1 ) گوييم : فعل بى اعانت قديم - جلّ جلاله - نباشد ، از خلق حيات و قدرت و كمال عقل و اتمام آلت و تمكين و از إزاحت علَّت و نصب ادلَّه . پس بنده اين فعل كرده را با اين اسباب و آلات توجيه مىكند به خداى تعالى ( 2 ) ، مىگويد : بار خدايا ! جز براى تو نكردم اين كه كردم ، و بر آنچه خواهم كردن از تو يارى مىخواهم به متابعت الطاف و توفيق و انواع معونت و صرف اسباب موانع تا در آن بندگى عرض كنم ( 3 ) و حاجت و قلَّت غناى خود بر او عرض كرده باشم - و اللَّه اعلم . و « استعانت » طلب معونت باشد ، و اين « سين » طلب است ، و مراد به معونت الطاف است و اسباب و افعالى كه بنده عند آن به كردن طاعت نزديك شود و از معصيت دور شود ، و اگر حمل كنند بر استبقاى قدرت و كمال عقل و اسباب تمكين هم روا باشد و محتمل بود . ابو الحسن قنّاد ( 4 ) گفت : إيّاك نعبد براى آن كه تو صانعى ، و إيّاك نستعين براى آن كه ما مصنوعيم و مصنوع را چاره نيست از صانع ، إيّاك نعبد لتدخلنا الجنان ، و إيّاك نستعين لتنقذنا من النيران . إيّاك نعبد لأنّنا عبيد ، و إيّاك نستعين لانّك كريم مجيد . ابو طلحه روايت كند ، گفت : با رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - بوديم در بعضى غزوات . چون كار سخت شد و كار زار گرم شد ، رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - سر برداشت و گفت [ 15 - ر ] : يا مالك يوم الدّين ، إيّاك نعبد و إيّاك نستعين . گفت : سرها ديدم از تنهاى كافران مىافتاد و كس را نديدم كه مىزد ، و باقى ( 5 ) هزيمت شدند . گفتم : يا رسول اللَّه ! اين سرها كه از تنها مىافتاد چه بود ؟ گفت : فرشتگان مىزدند ايشان را ، و شما نمىديديد فرشتگان را . عبد اللَّه بن عمر روايت كند كه : چون كار بر تو سخت شود ، بگو : إيّاك نعبد

--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها : جواب . ( 2 ) . مب ، مر و . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها بجز مج : عرضه كرده باشد در آن . ( 4 ) . دب ، آج ، لب ، فق : ابو الحسن قتاده ، مب ، مر : ابو الحسن و قتاده . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها : و كافران .